Articles

WTO كشاورزي در بوته آزمايش براي پيوستن به

In Environment on March 18, 2007 by Sasan SaliMi

در ادبيات توسعه اقتصادي، بخش كشاورزي را در مراحل اوليه توسعه، تامين‌كننده سرمايه و نيروي انساني براي شكل‌گيري صنعت مي‌دانند و به صورت طبيعي بخش صنعت پيوندهاي پسين و پيشين با بخش كشاورزي برقرار مي‌كند. يعني كشاورزي در پيوند پيشين (1)با صنعت ، ماشين‌آلات مورد نياز را دريافت مي‌كند و در پيوند پسين(2) ، محصولات توليدي خود را به صورت مواداوليه در اختيار صنايع بسته‌بندي، تبديل مواد به محصول و … قرار مي‌دهد.هرچه بخش كشاورزي در كشوري گسترده‌تر باشد، رابطه‌هاي فوق بين صنعت و كشاورزي بيشتر مي‌شود و در نتيجه اين دو بخش با يكديگر رشد مي‌كنند و با بهره‌گيري از پتانسيل‌هاي كشور هر دو بخش از رفاهي متعادل برخوردار مي‌شوند. ولي كشور ما به‌رغم آنكه 50 ميليون هكتار زمين قابل كشت دارد و داراي متنوع‌ترين آب‌وهوا براي كشت‌هاي متفاوت در فصول مختلف است، بخش كشاورزي متناسب با صنعت رشد نكرده است. در دهه 1350 شمسي كه درآمدهاي نفت امكان سرمايه‌گذاري گسترده در كشور را فراهم آورد، تحت تاثير نگاه نادرست به پتانسيل‌هاي توسعه در ايران، و البته جاه‌طلبي‌هاي آن دوران صنعت راهي به جز تقويت بخش كشاورزي را در پيش گرفت و به تعبير بانك جهاني، صنايع سنگين، سرمايه‌بر و عموما دولتي در كشور به وجود ‌آمد كه از نظر نويسنده يادداشت هر سه خصيصه با طبيعت جغرافيايي-اقتصادي ايران و پتانسيل‌هاي آن ناسازگار بوده است و در نتيجه پيوند منطقي بين صنعت و كشاورزي در كشور به وجود نيامده است.در اين وادي، صنايعي در دهه 1350در كشور شكل گرفت كه وابسته به مواداوليه و ماشين‌آلات وارداتي بود، به جاي آنكه بيشتر متكي بر منابع داخلي به خصوص مواداوليه كشاورزي باشد. در مقابل بخش كشاورزي مسوول تامين موادغذايي جامعه به خصوص جامعه شهري آن هم به قيمت ارزان شد.جدايي دو فرآيند رشد صنعت و كشاورزي در كشور، موجب شد تا كشاورزي رو به فقر رود و صنعت راه رشد خود را در پناه حمايت‌هاي دولت در پيش گيرد. ارزش افزوده صنعت، صنايع بخش دولتي را شكل داد كه عموما حسابرسي شفاف نداشته‌اند (منظور آن‌گونه حسابرسي است كه وضعيت مالي آنان را بدون استفاده از سوبسيدها نشان دهد) و بنابراين با اتكا به حمايت‌هاي مالي و تعرفه‌اي و …. بقاي خود را با ارتزاق از ثروت نفت استمرار بخشيدند.بخش كشاورزي به عنوان مسوول تامين موادغذايي جمعيت عموما ساكن در شهر، آن هم به قيمت ارزان مجبور گرديد با ارزش افزوده بسيارمحدود خو كند و به تدريج سرمايه خود را – سرمايه فيزيكي و نيروي انساني -، مستهلك نمايد و نتيجه اين فرآيند، پس از حدود چهل‌سال، فقربخش كشاورزي است و روند رو به سرعت تخليه مناطق روستايي را موجب شد. حمايت دولت از اين دو بخش بسيار متفاوت بوده است. بخش كشاورزي كه به خصوص پس از انقلاب مسوول تامين مواد اساسي غذايي چون گندم نيز بوده است، مجبور شده محصول خود را عموما به كمتر از قيمت‌هاي بين‌المللي در جامعه به فروش رساند. در حالي كه صنعت محصولي همچون خودرو را به بيش از دو برابر قيمت‌هاي بين‌المللي به مردم فروخته است. البته حمايت غيرمنطقي از صنعت موجب ناكارآيي شديد آن بخش نيز گرديده و امكان تحول در آن را محدود كرده است.مثال توليد پيكان طي چهل سال با همان تكنولوژي و… نمونه فراموش نشدني در اقتصاد صنعتي ايران خواهد ماند.اگر بخواهيم از ادبيات ماركسيستي استفاده كنيم، بايد اقرار كنيم كه در طي پنجاه سال اخير، به خصوص از اصلاحات ارضي تا به امروز، كشاورزي استثمار شده است و امكان رشد از آن سلب گرديده است و نتيجه اين فرآيند آن است كه جوانان در اين بخش نمي‌مانند و مناطق كشاورزي، به جز چند منطقه با بخش محدود كه محصول صادراتي دارند، روز به روز فقيرتر مي‌شوند. به عبارت ديگر، علاوه بر آنكه بخش كشاورزي به دليل قطع پيوند پسين با صنعت نتوانست به طرف كشت‌هاي سودآور حركت كند، مجبور شده است هزينه تمايل به خودكفايي را در كشور نيز بپردازد. هزينه نان ارزان را فقط دولت نمي‌پردازد، بلكه كشاورزان بخش عمده‌اي از اين هزينه رامتحمل شده‌اند. كشاورزاني كه مثلا كشت پنبه را ازسال‌هاي اوليه انقلاب رها كردند و به كشت گندم روي آوردند، عملا ندانسته، يا شايد دانسته، متحمل زيان‌هايي شده‌اند كه در غير اين صورت مجبور به تحمل آن نبودند، يا كشاورزاني كه در صورت شكل‌گيري مناسب صنايع تكميلي در كشور كه رشد آن در سال‌هاي اخير نيز رو به كاهش بوده است، مي‌توانستند مواد اوليه آن صنعت را توليد كنند، مجبور هستند كه به درآمدهاي بسيار محدود از وضعيت موجود بسنده كنند وبه تدريج براي تخليه روستاها يا تحويل آن به بخش‌هاي ساختمان يا صنعت برنامه‌ريزي كنند.به نظر مي‌رسد، مشكل عمده، ديدگاه نادرست در مورد بخش كشاورزي است. از منظر اقتصادي، بخش كشاورزي ايران يكي از پتانسيل‌هاي مهم كشور است، البته در صورتي كه به درستي مورد بهره‌برداري قرار گيرد. بخش كشاورزي ايران با وجود آنكه توسط بخش خصوصي بهره‌برداري مي‌شود، ناكارآمدترين بخش اقتصادي كشور شده است و آن به دليل سياست‌هايي است كه در طي نيم‌قرن گذشته بر آن حاكم بوده است.اگر بخواهيم از اين پتانسيل عظيم بهره‌برداري كنيم، كه شرايط آن با روند روبه حذف سوبسيدها از كشاورزي در كشورهاي عضو WTO به وجود آمده است، لازم است ديدگاه حاكم بر بخش كشاورزي را تغيير دهيم. بخش كشاورزي بايد به دنبال توليد كالاهاي سودآور باشد و به جاي وابستگي به دولت، به منابع خود اتكا كند و پتانسيل‌هاي خود را كشف كند و راه به كارگيري آن را بياموزد.اگر كشاورزي به سوي توليد كالاهاي سودآور حركت كند، با افزايش سود قادر مي‌شود در تكنولوژي كاشت–داشت و برداشت سرمايه‌گذاري كند . و از اتلاف منابع از جمله آب كه به صورت وسيعي در سطح كشاورزي جريان دارد، جلوگيري نمايد.

Read More »

Articles

با سیصد چه کار کنیم ؟!؟

In Uncategorized on March 10, 2007 by Sasan SaliMi

 

300poster.jpg

300 داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشا ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی لشگر ایران باز می‌کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند جلوی لشگر عظیم خشایارشا به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهای بعدی. […] گذشته از نکات تاريخی آزاردهنده‌ترين قسمت‌های 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند . . .

اعتراض به فيلم ضد ايراني 300

محصول سال 2007 هاليوود(شرکت برادران وارنر)

http://www.petitiononline.com/wpci96c/petition.html

همچنین برای ساخت بمب گوگلی اگر وبلاگ یا وبسایت دارید به آدرس زیرلینک بدهید

http://300themovie.info

(اطلاعات بیشتر در زمینه فیلم یا بمب گوگلی در سایت لگوماهی )

با تشکر از سایت Legofish (لگوماهی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Articles

شترمرغ

In Ostrich on March 8, 2007 by Sasan SaliMi

 

 

1162899688_2227386-copy.jpg

شترمرغ ها از بسياری جهات گونه ای منحصر به فرد بشمار می آيند و همين امر باعث گرديده تا در سالهای اخير توجهات زيادی معطوف آن گردد. به طور مثال تخم آن در مقايسه با تخم ساير پرندگان بزرگترين تخم بوده و می تواند وزنی معادل 2-1 کيلوگرم داشته باشد اما در مقايسه با جثه پرنده، شترمرغ دارای کوچکترين تخم در ميان پرندگان می باشد. شترمرغ بزرگترين پرنده زنده روی زمين می باشد که می تواند به بلندايی در حدود 5/2 متر و وزنی معادل 150 کيلوگرم دست يابد. اين پرنده بومی آفريقا بوده و از اين کشور به ساير نقاط جهان راه پيدا کرده است,شترمرغهای اهلی شده در 14-12 ماهگی به بلوغ جسمی و در 3-2 سالگی به بلوغ جنسی می رسند و در اين ميان سن بلوغ جنسی ماده 6 ماه زودتر از جنس نر خواهد بود.در اين هنگام بلندای بدن در نرها به حدود 9-6 فوت و در ماده ها به طول 5/6-5/5 فوت خواهد رسيد ضمن اينکه شترمرغهای نر بالغ بطور عمده دارای پرهای سياه رنگ سطح بدن و پرهای سفيد رنگ در ناحيه زير پرها و دم می باشد در حاليکه شترمرغ ماده قهوه ای يا خاکستری روشن بوده و در زير ناحيه پر و دم دارای پرهايی به رنگ خاکستری روشن تا سفيد می باشند.جوجه های شترمرغ در هر ماه حدود 10 اينچ رشد می کنند و در 12 ماهگی به قدی معادل 2 متر و وزنی در حدود 110-90 کيلو دست پيدا می کنند. در حاليکه جوجه های جوان دارای رگه هايی به رنگ قهوه ای، زرد و نارنجی و کرم هستند نيمچه های جوان شباهت بسياری به شترمرغ های ماده دارند.وجود پاهای بلند و گردنی افراشته باعث گرديده تا اين پرنده دارای چشمانی درشت و استثنائی باشد که در جلوی سر بطور مجزا از هم قرار گرفته اند. ضمناً گوشهای اين پرنده نيز در قسمت عقب سر واقع شده است. ناتوانی اين پرنده در پرواز باعث می شود که شترمرغ بيشتر وقتش را به راه رفتن در محيط زندگی اش پرداخته و حتی در هنگام ترسيدن با سرعتی معادل 70-60 کيلومتر شروع به دويدن نمايد و برای اينکار سهم بالايی از انرژی مورد نيازش را در تاندونهای خود ذخيره سازی می کند. از لحاظ آناتومی پا، اين پرنده در مقايسه با ساير طيور منحصر به فرد بوده و تنها پرنده ای در جهان است که دارای دو انگشت از چهار انگشت اصلی می باشد که آنها را انگشتهای سوم و چهارم می نامند و اين مشخصه باعث تمايز شترمرغ ها از ساير سينه پهنان که سه انگشت دارند (به استثنای کيوی که 4 انگشت دارد )می شود . بالهای شترمرغ چندان توسعه يافته نبوده و استخوان جناغ سينه آنها قوس دارو پهن و فاقد keel می باشد البته با وجود ناتوانی در پرواز ساختار استخوانهای بال و وجود کيسه های هوايی و مجاری هوا در استخوانها اين نظريه مطرح می شود که شترمرغ دارای اجدادی با قدرت پرواز بوده است.

Read More »

Articles

از این راه توسعه به کجا می رویم؟

In Environment on March 6, 2007 by Sasan SaliMi

از این راه توسعه به کجا می رویم؟!

animalscience.JPG

 

 

روز گذشته به مناسبت هفته منابع طبیعی (15 تا 21 اسفند) نشستی با عنوان ” از این راه توسعه به کجا می رویم؟!” به میزبانی تشکل غیر دولتی پیام سبز ، شورای صنفی دانشجویان ، سازمان نظام مهندسی و دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد .
در این جلسه اعضای جمعیت پیام سبز ، تعدادی از اساتید دانشکده های منابع طبیعی و کشاورزی ، مسئولان سازمان نظام مهندسی ، جمعی از اعضای شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی استان اصفهان ، دکتر وهابی مدیر کل سابق اداره محیط زیست اصفهان و جمعی از دانشجویان و علاقه مندان محیط زیست حضور داشتند.در ابتدای جلسه دکتر بصیری دبیر جمعیت پیام سبز ضمن تعریف توسعه پایدار گفت ما نباید دنبال مسیر اشتباه کشورهای توسعه یافته برویم و باید ضمن درس گرفتن ازتجربیات آنها بکوشیم که از روشهای مطمئن تری بسوی توسعه قدم برداریم.وی ضمن مقایسه افراد با دانش و فرهیخته در زمینه محیط زیست با کسانی که عاشق محیط زیست هستند گفت که فردی که دانش دارد اگر علاقه نداشته باشد ممکن است از دانش خود بخوبی استفاده نکند و کسی که عاشق محیط زیست است ممکن است بدلیل ضعف علمی نتواند کارمفیدی برای محیط زیست انجام دهد و ما نیاز به کسانی داریم که علاوه بر دانش عاشق محیط زیست هم باشند و باید فرهنگ محیط زیست را در دانشگاهها ایجاد کرد. بصیری گفت مشکل محیط زیست در کشور ما اینست که نمی تواند استقلال داشته باشد و هر روز ضعیف تر و منزوی تر می شود و در بسیاری موارد محیط زیست تابع دستورات کسانی است که در این زمینه نه دانش و نه علاقه ای دارند .عضو هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان افزود ما در کشورمان بواسطه کمبود آب باید به گونه ای عمل کنیم که بتوانیم از منابع موجود حداکثر استفاده رابکنیم و به سمت افزایش بازدهی در محصولات کشاورزی پیش برویم. دکتر بصیری صحبتهای خود را با این جمله به پایان برد ؛ که آیا هیچ فکر کرده ایم با حفظ شرایط موجود چقدر می توانیم دوام بیاوریم ؟!در ادامه دکتر وهابی که هفته گذشته از سمت مدیر کل محیط زیست استان اصفهان استعفاء کرد در ابتدای صحبتهای خود به تشریح توسعه در غرب و مشکلات و راهکارهایی که برای آن اندیشیده اند پرداخت و گفت که توسعه در غرب در گذشته صرفاً اقتصادی و شامل مقولاتی یکطرفه بوده که در آن به رابطه انسان و محیط زیست فکر نشده بود ولی با گذشت زمان با توجه به کمبود منابع و آلودگی و زیانهای حاصل به فکر تجدید نظر افتادند و توسعه پایدار سه بعدی با ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با ضلع جدیدی به نام محیط زیست کامل شد و بدون توجه به منابع طبیعی و محیط زیست نمی توانیم به توسعه پایدار برسیم. وی گفت باید فشار کمتری را بر روی طبیعت وارد کنیم تا طبیعت مجال بیشتری برای بازسازی داشته باشد.در ادامه این نشست مهندس بدری زاده عضو سازمان نظام مهندسی اصفهان در سخنانی بر فرهنگ سازی زیست محیطی و استفاده اصولی از منابع طبیعی تاکید کرد و گفت باید مشکلات مربوط به اشتغال و کار آفرینی را با خلاقیت و مدیریت صحیح حل کنیم .بدری زاده ضمن اشاره به گوشه ای از مشکلات زیست محیطی استان اصفهان گفت که متاسفانه غلظت بعضی عناصر سنگین در پساب کارخانه ذوب آهن در بسیاری موارد از حد بحرانی نیز گذشته است و در درختان مو اطراف این کارخانه یکسری عناصر خطرناک و سنگین مانند منیزیم، ارسنیک ، کادمیم و … مشاهده شده که این مواد براحتی وارد چرخه حیاتی می شوند و آلودگی های زیادی را به دنبال دارند. وی گفت که متاسفانه نگرش ما به توسعه یک نگاه مادی بوده و هست که می تواند تبعات بسیاری برای ما در پی داشته باشد.دکتر میر لوحی عضو هیئت علمی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان دیگر سخنران این نشست بود که در صحبتهای خود به نقل از سازمان ملل چهار مسئله ؛ جمعیت ، کاهش تنوع زیستی ، پایداری و گرم شدن را از مشکلات فراسوی جهان عنوان کرد . او گفت باید در مسیر توسعه کشور تعریف درستی از کار آفرینی داشته باشیم. آیا اینکه عده ای گودالی را بکنند و عده ای دیگر آنرا پر کنند این اشتغالزایی است ؟ او گفت که میزان افرادی که بطور مستقیم در گیر تولید محصولات کشاورزی در امریکا هستند از حدود50% در سال 1950 به حدود 2/ 0% در سال 2000 رسیده است ولی با این حال نه تنها آنها با افزایش محصولات کشاورزی مواجه بوده اند بلکه میزان فارغ التحصیلان کشاورزی نیز رشد داشته است زیرا به دنبال تخصصی کردن کارها و استفاده از روشهای نو و کارآمد در اشتغال بوده اند. او بر اهمیت تجارت ژن و اکوتوریسم در دنیای امروز پرداخت .خانم عظیم پور دبیر شبکه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان نیز در این نشست ضمن انتقاد از گسترش بی رویه کارخانه ها و صنایع در استان گفت که ظاهراً بعضی از شهرستانهای استان اصفهان در این زمینه چشم و هم چشمی دارند و برای احداث صنایع آلوده کننده در استان رقابت می کنند. وی در بخشی از صحبتهای خود گفت که باید فرهنگ حفاظت از محیط زیست را در دانشگاهها گسترش دهیم و اگر امروز می بینیم که تحصیلکرده های محیط زیست در کشور ما نسبت به محیط زیست بی توجه هستند باید ریشه مشکل را در دانشگاهها و مراکز آموزشی جستجو کرد.همچنین در این نشست تعدادی از کارشناسان و دانشجویان ضمن بیان دیدگاههای خود در مورد محیط زیست و مشکلات آن ، از بی توجهی به مناطق حفاظت شده کشور و اصرار مسئولان در ایجاد و گسترش صنایع آلوده کننده که بدلیل مشکلات زیست محیطی امکان تولید آنها کشورهای توسعه یافته نیست مانند ذوب آهن و صنایع فولاد انتقاد کردند.

Articles

Human Cloning is closer than you think …

In Genetic & Biotechnology News on March 4, 2007 by Sasan SaliMi

1101010219_400.jpg

Human cloning is the creation of a genetically identical copy of an existing, or previously existing, human being or clone tissue from that individual. The term is generally used to refer to artificial human cloning; human clones in the form of identical twins are commonplace, with their cloning occurring during the natural process of reproduction.

Although genes are recognized as influencing behavior and cognition, “genetically identical” does not mean altogether identical; identical twins, despite being natural human clones with identical DNA, are separate people, with separate experiences and not altogether overlapping personalities. The relationship between an “original” and a clone is rather like that between identical twins raised apart; they share all the same DNA, but little of the same environment. A lively scientific debate on this topic occurred in the journal Nature in 1997.[1]

Ultimately, the question of how similar an original and a clone would be boils down to how much of personality is determined by genetics, an area still under active scientific investigation.

Commentary-On-human-Clomimg.pdf
James A.Byrne – John B.Gurdon

 

 


 

Articles

مروري بر تكنيكهاي همسانه سازي در پستاندارن

In Genetic & Biotechnology News on March 4, 2007 by Sasan SaliMi

 

 

1157361138_1.jpg

 

مروري بر تكنيكهاي همسانه سازي در پستاندارن

 

مقدمه :
در روند تكامل، توليد مثل جنسي موجودات عالي به عنوان راهي براي حفظ تنوع ژنتيكي جمعيتهاي انتخاب شده است كه بقاي آن موجود در مواجهه با شرايط مختلف را امكانپذير مي سازد. در اين نوع توليد مثل هر يك از اين نطفه ها حامل نيمي از ژنهاي والدين نر و ماده مي باشد كه به فرزندان منتقل مي شود. تا قبل از كشف روش كلونينگ تصور بر اين بود كه سلولهاي سوماتيك پس از تمايز يافتن قادر به برگشت به حالت اوليه ( تمايز نيافته) نمي باشند.به عبارت ديگر تصور قبلي بر اين پايه بود كه سلولهاي سوماتيك با وجودي كه تمامي ژنها را در هسته همراه دارند، با اين وجود قادر به توليد موجودي كامل نيستند. كلون كردن به معني تكثير غير جنسي است نمونه عملي آن، تكثير گياهان است و يا در حشراتي مانند زنبور عسل و خزندگان و ماهيها و آبزياني همانند آرتميا پديده اي به نام بكرزائي (Pathenogenis) وجود دارد كه مي توان آن را پديده اي مشابه كلونينگ دانست. كشت بافت گياهي فرآيندي است كه در آن قطعات كوچكي از بافت زنده گياهي جدا شده و به مدت نامحدودي در يك محيط مغذي سترون رشد داده مي شود.كلونينگ از طريق مهندسي ژنتيك در گياهان، حيوانات و يا حتي باكتريها، براي توليد انبوه با كيفيت خاص صورت مي گيرد. از طريق اين تكنولوژي مي توان نسلهاي در حال انقراض را نجات داد. از مزاياي شبيه سازي در پرورش دامهاي اهلي مي توان به استفاده از تعداد محدودي از حيوانات پر توليد با هزينه نگهداري كمتر و افزايش سريع پيشرفت ژنتيكي گله اشاره كرد. با توجه به اينكه فنوتيپ افراد عمدتا تحت تاثير مشترك وراثت و محيط مي باشد هيچگاه حتي در دو قلوهاي يكسان، دو فرد كاملا شبيه به هم نخواهد بود. نتيجتا در شبيه سازي ژنوتيپ افراد كاملا مشابه مي باشد اما دو فرد مذكور فنوتيپ يكساني نخواهد داشت.
روشهاي كلونينگ:
شبيه سازي با روشهاي گوناگوني و با اهداف متفاوت انجام مي پذيرد كه بطور كلي سه روش كلي در اين مورد وجود دارد:
الف- كلونينگ روياني (Embryonic Cloning)
اين روش همان روشي است كه در طبيعت در تولد دوقلوها يا چند قلوها رخ مي دهد. در اين روش در شروع مراحل تقسيم جنيني بعد از لقاح، يعني زماني كه هنوز سلولهاي جنيني تمايز نيافته اند يك سلول را جدا و با تحريكات، اين سلول را به ادامه تقسيم تا حد به وجود آمدن يك جنين مستقل وادار مي كنند.
ب- كلونينگ توليد مثلي (Reproduction Cloning)
هدف از اين روش، توليد موجودات زايا با استفاده از سلولهاي سوماتيك مي باشد. در اين روش در مرحله خاصي از تقسيم سلولي، هسته سلولهاي سوماتيك را كه در هسته شان حاوي تمامي ژنهاي موجود مي باشند جدا كرده و پس از تيمار الكتريكي يا شييميايي اين هسته را در داخل يك تخم لقاح نيافته كه هسته آن قبلا خارج شده قرار مي دهند سپس مجموعه حاصل را در رحم مادري كه بطور مصنوعي شرايط آبستني در آن القاء شده لانه گزيني مي نمايند كه در نهايت موجود جديد كاملا شبيه فردي خواهد شد كه سلول سوماتيك از آن اخذ شده است.
ج- كلونينگ درماني (Therapeutic Clonig)
در اين روش ابتدا با استفاده از سلولهاي سوماتيك يك فرد، شبيه سازي انجام مي گردد و در مرحله اوليه جنيني از روياني كه حاوي چند سلول است تعدادي سلول جدا و در محيط كشت اختصاصي، سلول، بافت يا اندام مورد نظر تكثير مي شود. هدف از اين روش توليد بافت يا عضوي است كه فرد از دست داده است مثل پوست تحليل رفته در نتيجه سوختگي، كليه، كبد، مغز استخوان، قلب، سلولهاي عصبي يا عضلاني. واضح است پيوند اعضا توليد شده به خود شخص، به دليل قرابت ژنتيكي به مراتب موفقيت آميزتر است و بعد از پيوند نيازي به مصرف داروهاي مضرر به منظور جلوگيري از دفع پيوند به مدت طولاني وجود ندارد.
تاريخچه كلونينگ :
تكنيك كلونينگ ابتدا در دوزيستاني مثل قورباغه موفقيت آميز بود. در سال 1996 خبر تولد اولين گوسفند همانند سازي شده مدتها تيتر بسياري از نشريات و منابع خبري را به خود اختصاص داد. مبناي علمي اين خبر در سال 1997 در يك مقاله چاپ شده در مجله نيچر تحت عنوان” توليد نتاج زنده حاصل از سلولهاي جنسي و سلولهاي بالغ پستانداران” به اثبات رسيد. اين گوسفند ماده از سلولهاي پستاني منجمد يك گوسفند كه سالها پيش مرده بود، بدست آمد. در بوجود آوردن دالي دانشمندان با جدا سازي 227 سلول از سلولهاي پستان گوسفند بالغ و انتقال آن به 227 تخمك غير بارور كه هسته آنها خارج شده بود توانستند سلولهاي جنيني بوجود آوردند و آنها را به مدت 6 روز در آزمايشگاه كشت دادند. دانشمندان سپس 29 سلول جنيني را كشت داده و به 29 ميش جانشين به عنوان مادر دوم وارد كرده و در رحم لانه گزيني نمودند در نهايت فقط يكي از آنها توليد گوسفند زنده به نام دالي كرد كه بعد از 5 ماه و نيم از دالي متولد شد.در حقيقت دالي دوقلوي يكسان همان گوسفندي بود كه مدتها پيش مرده بود. نژاد گوسفند دالي از نژاد فين دورست بود و نام آن از خواننده معرف دالي پاترن گرفته شده بود. زمان تولد دالي 5 جولاي 1996 بود كه با وزن تولد 5/6 كيلو در موسسه رازلين اسكاتلند متولد شد. در نتيجه آميزش طبيعي دالي با يك قوچ نژاد ولش مانتيشن كه ديويد نام داشت در آوريل 1998 يك بره به نام Bonnie متولد شد و در طول زندگي دالي توانست شش بره سالم را بدنيا آورد. در همان سن 6 سالگي مشخص شد كه دالي مبتلا به فرسودگي مفاصل و پيري زود رس شده است از آنجاييكه گوسفند معمولا مي تواند 12 تا 13 سال زندگي كند اين سوال مطرح شده كه چرا دالي در حالي كه شش سال داشت به بيماري مختص دوران كهولت گوسفندان مبتلا شده است. در 14 فبريه 2003 به حيات اين گوسفند به علت بيماري عفونت ريه و جراحات كشنده ناشي از اين بيماري خاتمه داده شد. ايان ويلموت سرپرست تيم بوجود آورنده دالي، ابراز نمود كه عفونت ريه يك عارضه معمولي در گوسفنداني است كه به مدت طولاني در اصطبل نگهداري مي شوند و با احتمال مساوي امكان بروز اين عارضه در گوسفندان غير همانند سازي شده قابل انتظار است. ويلموت در ادامه سخنان خود افزود كه احتمالا دالي اين بيماري را از گوسفندان ديگري كه همراه او در اصطبل نگهداري مي شدند گرفته بود. در هنگام مرگ دالي شش سال داشت پس از مرگ پيكر دالي در موزه بين المللي اسكاتلند نگهداري شد و در معرض ديد عموم در شهر ادينبورگ قرار گرفت.يك سال پس از تولد دالي، در سال 1998 اولين موشهاي همانند سازي شده و طي سالهاي 1999 الي 2000 اولين خوك، بز و گاو همانند سازي شده با موفقيت به دنيا آمدند. اولين قاطر كلون شده در 5 مه 2003 توليد گرديد و با اين تولد اميد به موفقيت در كلون كردن آتي اسبهاي مسابقه افزايش يافت. دانشمندان دانشگاه آيداهو با قرار دادن DNA سلول پوست يك قاطر به درون تخمك تخليه شده، يك اسب به تولد رساند. يانگ يانگ بز همانند سازي از يك سلول سوماتيك مي باشد كه توسط دانشمندان چيني بوجود آمده است. در همانند سازي اين بز از تكنيكي به نام انتقال هسته استفاده شد. در اين تكنيك از سلولهاي گوش يك بز بالغ و از سلولهاي تخمك بزهاي ديگر نمونه گيري و كشت سلولي انجام شد. بز يانگ يانگ از طريق اميزش طبيعي با يك بز نر 6 ساله موفق به توليد دو بزغاله با جنسيت نر و ماده شد كه تا كنون گفته مي شود هر دو بز از لحاظ سلامتي در وضعيت مناسبي به سر مي برند.در 27 دسامبر سال گذشته شركت كلونايد به عنوان نخستين موسسه فعال در زمينه Human Cloning كه در سال 1997 ميلادي توسط فرقه اي بنام رايليان به رهبري فردي بنام Claude Vorihon مشهور به دايل تاسيس گرديد ادعا كرد اولين انسان همانند سازي شده را بوجود آورده است.اين فرقه با افكار عجيب خود معتقدند كه انسان بر روي زمين توسط موجودات ساير كرات از طريق روشهاي مهندسي ژنتيك بوجود آمده است. ا ولين انسان كلون شده كه توسط اين شركت پا به كره خاكي گذاشته، دختري است كه زيركانه به نام حوا(Eve) براي او انتخاب گرديده و از يك زن 31 ساله آمريكايي نشات گرفته است. منشا اين دختر يك سلول از كودك دو ساله اي بود كه در يك سانحه رانندگي جان باخته است. هنوز آزمايش DNA بر روي كودك صحت ادعا را ثابت نكرده است.
مزايا و معايب كلونينگ :
حيوانات كلون شده اجازه پيشرفت سريع در درك مكانيزم روشن و خاموش كردن ژنها را مي دهد و بوسيله استفاده از حيوانات همانند سازي شده و يكسان از لحاظ ژنتيكي دانشمندان قادرند نتياج سريع و دقيقي را بدست آوردند چرا كه تفاوت ژنتيكي در اين موجودات به حداقل ممكن خود رسيده است. از ديگر مزاياي اين تكنيك، كلونينگ سلولهاي حيواني اينست كه به ما اجازه مي دهد كه گونه هايي از موجودات زنده را كه در خطر انقراض قرار دارند را نجات دهيم.از اهداف كلونينگ در آزمايشگاههاي كشورهاي مختلف مي توان به امكان بازيابي جواني، كمك به پيشگيري حملات قلبي، استفاده از سلولهاي بنيادي براي ترميم سلولهاي مغز و بافتهاي سوخته ، درمان نازايي، درمان ژنهاي معيوب، درمان سرطان و كاربردهاي محرمانه نظامي اشاره نمود. معايب اين روشها اينست كه دانشمندان هنوز به حيات طولاني مدت و سلامت حيوانات كلون شده اطمينان ندارند. اين به دليل آن است كه سلولهايي كه عمر بالايي دارند و در معرض اشعه تميار مي شوند ممكن است حاوي جشهااي مضرر در ژنوم شوند. بعضي متخصصان بر اين باورند كه با وجودي كه گله هاي يكسان حاصل از كلونينگ توليد مناسبي را خواهند داشت اما به علت كاهش شديد تنوع امكان هر نوع نتايج غير قابل پيش بيني وجود خواهد داشت. در نهايت اعداد و ارقام ناشي از همانند سازي نيز همواره نشان مي دهد كه احتمال موفقيت در همانند سازي در بهترين حالت 5 الي 10 درصد مي باشد و در حدود 75 درصد كلونها در دو ماه اول زندگي از بين مي روند. دستيابي به تكنيكهاي اين روش به دست بزهكاران نيز تهديد جدي و نگران كننده عمده اي است كه ممكن است جهان را با نابودي مطلق روبرو كند.
جمع بندي:
كلون كردن به معني تكثير غير جنسي است.كلونينگ از طريق مهندسي ژنتيك در گياهان، حيوانات و يا حتي باكتريها، براي توليد انبوه با كيفيت خاص صورت مي گيرد. از طريق اين تكنولوژي مي توان نسلهاي در حال انقراض را نجات داد. از مزاياي شبيه سازي در پرورش دامهاي اهلي مي توان به استفاده از تعداد محدودي از حيوانات پر توليد با هزينه نگهداري كمتر و افزايش سريع پيشرفت ژنتيكي گله اشاره كرد. از اهداف كلونينگ در آزمايشگاههاي كشورهاي مختلف مي توان به امكان بازيابي جواني، كمك به پيشگيري حملات قلبي، استفاده از سلولهاي بنيادي براي ترميم سلولهاي مغز و بافتهاي سوخته ، درمان نازايي، درمان ژنهاي معيوب، درمان سرطان و كاربردهاي محرمانه نظامي اشاره نمود. در بهمن ماه 1381 انجمن ژنتيك ايران طي بيانه اي ضمن تاكيد بر حقوق اساسي انسانها و احترام به خانواده و حقوق آن به عنوان بنيادترين نهاد مدني، كاربرد صحيح و قانونمند دستاوردهاي علمي چون كلونينگ در راستاي بهبود درماني و سلامت انسان را لازم دانست.
آرش جوانمرد. پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي شمالغرب و غرب كشور

 


Articles

نفس پارك ملي «سرخه‌حصار» با قطع صدها درخت نيمه‌شب بند آمد

In Environment on March 3, 2007 by Sasan SaliMi

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت
هر کسي غصه اين که چه مي کرد نداشت
چشمه سادگي از لطف زمين مي جوشيد
خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

قطع درختان لویزان کافی نبود؟ سرخه حصار هم قربانی می شو د … ؟